مگر نه اینکه این دیوارها از بخش خالی کائنات برای تو کاخ می سازد ....
تمام خانه های دنیا به چه درد می خوره، اکر بخشی از خالی های دنیا را نداشته باشی ....
شاید این هستی، تنها بخشی از نیستی را در اختیار تو می گذارد ....
شاید ... شاید ...
غره ی هستی چه دانی نیست چیست
تحولی عمیق ...
و خدایی که همین نزدیکی است....
دارم عادت به گدایی کردن نمره داری .... یه سری استاد هم از صداقتشون سوء استفاده کردی ، گول
خوردن بهت نمره دادن .... الان هم که از اونور پذیرش گرفتی بازم به اعتبار دانشگاه بوده و ، نمی دونند که شما اینجوری هستی .... میری اونجا ازت امتحان میگیرن ، انگلیسی هم که طبیعتا بلد نیستی ، یه سری سوال میذارن جلوت ، تو هم که هیچی نمیفهمی ، آخرش هم از دانشگاه میندازنت بیرون ... اعتبار اینجا رو هم از بین می بری ..... یه کبوتر شانس اومده نشسته روی شونت .... ، حالا شما میای از من می پرسی که کدوم دانشگاه رو Accept کنم ، انگار فکر می کنی از سطح این دانشگاه ها بالاتر هستی ... همین که پذیرش گرفتی واست خیلیه
راستش من به همه میگم برین اسکی ، برین بیلیارد ... ولی به شما می گم پسر جان بشین درستو بخون ...
یکم کمتر الافی کن ...
يا رمه گوسفندی شدی به عنف و شدت و متجبرانه داخل مشو.
با من آنسان كه با جباران و ستمگران سخن میگويند سخن نگوئيد
القاب پر طنطنه برايم به كار نبريد ، آن ملاحظه كاريها و موافقتهای
مصلحتی كه در برابر مستبدان اظهار میدارند ، در برابر من اظهار مداريد ،
با من به سبك سازشكاری معاشرت نكنيد ، گمان مبريد كه اگر به حق سخنی
به من گفته شود بر من سنگين آيد و يا از كسی بخواهم مرا تجليل و تعظيم كند
كه هر كس شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگين آيد عمل
به حق و عدالت بر او سنگينتر است پس از سخن حق يا نظر عادلانه خودداری
نكنيد
خطبه 214
