تبليغاتX
روح بیکار

روح بیکار

روح من گاهی از شوق ... سرفه اش می گیرد


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 14:4  توسط بنل  | 

عجب ... !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 21:7  توسط بنل  | 

اصالت در نیستی است یا در هستی ....!

مگر نه اینکه این دیوارها از بخش خالی کائنات برای تو کاخ می سازد ....

تمام خانه های دنیا به چه درد می خوره، اکر بخشی از خالی های دنیا را نداشته باشی ....

شاید این هستی، تنها بخشی از نیستی را در اختیار تو می گذارد ....

شاید ... شاید ... 


غره ی هستی چه دانی نیست چیست


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 3:25  توسط بنل  | 

یک آشنایی بی دلیل ... یک دیدار اتفاقی .... یک صحبت تصادفی ... یک احساس بی واسطه

تحولی عمیق ...


و خدایی که همین نزدیکی است....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 3:26  توسط بنل  | 

شماااا از اولش هم فکر میکردی کلاس سینماست .... و با اون روحیه ای هم که از شما سراغ

دارم عادت به گدایی کردن نمره داری .... یه سری استاد هم از صداقتشون سوء استفاده کردی ، گول

خوردن بهت نمره دادن .... الان هم که از اونور پذیرش گرفتی بازم به اعتبار دانشگاه بوده و ، نمی دونند که شما اینجوری هستی .... میری اونجا ازت امتحان میگیرن ، انگلیسی هم که طبیعتا بلد نیستی ، یه سری سوال میذارن جلوت ، تو هم که هیچی نمیفهمی ، آخرش هم از دانشگاه میندازنت بیرون ... اعتبار اینجا رو هم از بین می بری ..... یه کبوتر شانس اومده نشسته روی شونت .... ، حالا شما میای از من می پرسی که کدوم دانشگاه رو Accept کنم ، انگار فکر می کنی از سطح این دانشگاه ها بالاتر هستی ... همین که پذیرش گرفتی واست خیلیه


راستش من به همه میگم برین اسکی ، برین بیلیارد ... ولی به شما می گم پسر جان بشین درستو بخون ...

یکم کمتر الافی کن ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 18:49  توسط بنل  | 

شماااا ... یا نفهمی ... یا نمی فهمی .... 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 17:42  توسط بنل  | 

به راه بيفت بر اساس تقوای خدای يگانه ، مسلمانی را ارعاب نكنی ، طوری رفتار نكن كه از تو كراهت داشته باشد . بيشتر از حقی كه به مال او تعلق گرفته است از او مگير ، وقتی كه بر قبيله‏ای كه بر سر آبی‏ فرود آمده‏اند وارد شدی تو هم در كنار آن آب فرود آی بدون آنكه به خانه های مردم داخل شوی ، با تمام آرامش و وقار نه به صورت يك مهاجم ، بر آنها وارد شو و سلام كن ، درود بفرست بر آنها ، سپس بگو : بندگان خدا ، مرا ولی خدا و خليفه او فرستاده است كه حق خدا را از اموال شما بگيرم‏ ، آيا حق الهی در اموال شما هست يا نه ؟ اگر گفتند : نه ، بار ديگر مراجعه نكن ، سخنشان را بپذير و قول آنها را محترم بشمار ، اگر فردی‏ جواب مثبت داد او را همراهی كن بدون آنكه او را بترسانی و يا تهديد كنی ، هر چه زر و سيم داد بگير ، اگر گوسفند يا شتر دارد كه بايد زكوه آنها را بدهد بدون اجازه صاحبش داخل‏ شتران يا گوسفندان مشو كه بيشتر آنها از او است ، وقتی كه داخل گله شتر
يا رمه گوسفندی شدی به عنف و شدت و متجبرانه داخل مشو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:49  توسط بنل  | 

با من آنسان كه با جباران و ستمگران سخن می‏گويند سخن نگوئيد
القاب پر طنطنه برايم به كار نبريد ، آن ملاحظه كاريها و موافقتهای‏
مصلحتی كه در برابر مستبدان اظهار می‏دارند ، در برابر من اظهار مداريد ،
با من به سبك سازشكاری معاشرت نكنيد ، گمان مبريد كه اگر به حق سخنی

به‏ من گفته شود بر من سنگين آيد و يا از كسی بخواهم مرا تجليل و تعظيم كند
كه هر كس شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگين آيد عمل

به‏ حق و عدالت بر او سنگين‏تر است پس از سخن حق يا نظر عادلانه خودداری‏
نكنيد 

خطبه 214

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:41  توسط بنل  | 

خدا کند، امتحان گبل را نیفتیم!!!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:47  توسط بنل  | 

I Should Start

I gotte finish

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:35  توسط بنل  |